رمان مودت نوشکفته | فاطمه اکبرزاده کاربر انجمن دیوان
خلاصه کتاب
خلاصه: درست زمانی که دخترک احساس میکند بهترین شخص زندگیاش را یافته پدر با ازدواج او مخالفت میکند. پدر به نقشههای پلید پسری که قصد دارد با دخترش ازدواج کند پی برده؛ اما کار از کار گذشته و فرزندی در دل دخترش در حال رشد است، از این رو با پافشاری دخترک ازدواج میکنند؛ اما چندی نمیگذرد که دخترک به حرف پدر پی میبرد و جهان مانند دیواری بزرگ بر سرش خراب میشود تا اینکه با شخصی غریبه که آشناترین غریبهی دنیا است، آشنا میشود. سرنوشت چه تقدیری را برای فرزند ناخواسته رقم زده؟ آیا دخترک میتواند خود و فرزندش را از منجلاب زندگی بیرون بکشاند؟