خلاصه کتاب:گاهی اوقات یک راه اشتباه، منجرب به داغون شدن زندگیات میشود.ندونسته هی اون راه رو میروی و به بن بست میرسی؛ به بن بستی که هیچ راه فراری ازش نداری.توی باتلاق گیر میکنی که همهی آدمهای دور و برت، در حال غرق شدن تو رو نگاه میکنن؛ ولی هیچ کس به تو چیزی نمیگه و کمکت نمیکنه و میزاره توی همین باتلاق و بن بست گیر کنی.دست و پا میزنی ولی همه ایستاده تماشاگر هستند.نابود میشوی ولی همه نظارهگرند.بیتوجه به فکرهایی که در سر داری از گوشهای رد میشوند و به سمت تو نمیآیند.گاهی اوقات هم انسانهای وجود دارند که تو را از باتلاق و بن بست نجات بدهند.به نظر شما دخترک ما از باتلاق نجات پیدا میکند؟به بن بستی که راه نجات میخواهد کسی راه را بهش نشان میدهد؟
انجمن دیوان سال 1399 در بستر پیامرسان ها فعالیت خود را آغاز نمود. بالغ بر 20000 کاربر در انجمن عضویت دارند و بیش از 300 اثر داستانی توسط جوانان در این انجمن نوشته شده است.
دیوان در سال 1403 مجوزهای لازم را دریافت نموده و در پایگاه جدید فعالیت خود را ادامه می دهد. متقاضیان میتوانند با ثبت نام در سایت از آموزش های نویسندگی استفاده نمایند، کتاب خود را بنویسند و در انجمن های مختلف به گفتگو، نقد، گویندگی و ... بپردازند.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " انجمن نویسندگی دیوان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد! طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت . طراح سایت : گروه هاویر - محمدحسین کریمی.