رمان سرگذشت وارثین(فصل اول) | ریحانه نظری کاربر انجمن دیوان
خلاصه کتاب
نینا از اون دکترهای وروجک و شیطونه که همه عالم و آدم رو میشناسه به جز خانواده پدر طرد شدش رو! ولی والدینش به تازگیا اصرار دارن تا نینا و خواهرش ملاقاتی با خانواده پدریشون داشته باشن؛ اما کو گوش شنوا؟ پدر و مادرش بالاخره موفق به راضی کردن اونها میشن اما توی این دیدار سرنوشتساز اتفاقاتی رخ میده، از جمله شرط ازدواج نینا با پسرعمهای که عاشق دخترعموی نیناست! چه کسی این شرط عجیب رو میزاره؟ آیا خصومت شخصی با این خانواده داره؟ قصدش از این پیشنهاد رازآلود چیه؟ ساختن آینده یا انتقامی تلخ؟!