داستان کوتاه پاشام | کوثر کاکایی فرد کاربر انجمن دیوان
خلاصه کتاب
همه چیز درحال آرام شدن بود. دعواهای کودکانه بینمان داشت تمام میشد و ما باز هم میشدیم همان زوج دوست داشتنی که همه از عشقشان خبر داشتند. همه چیز خوب بود؛ اما نمیدانم چه شد که ورق برگشت؟ همه چیز به هم ریخت و باز هم ما ماندیم و مشکلات. سرنوشت اینبار چه خوابی برایمان دیده؟ از این راه سخت و دشوار هم عبور میکنیم یا نه؟